عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

800

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران چون شاهزاده مشكوة الدوله « 1 » پسر مرحوم عماد الدوله « 2 » در سر بعضى از املاك عيالش با مشهد [ ى ] كاظم آقا مغازه‌اى طرف شد ، ناچار محض پيشرفت كار ، خود را به آقا سيد عبد اللّه مجتهد بهبهانى بست و به زور او طلاب ازدحام كرده ، فراش‌هاى حكومتى را كتك زدند . شاهزاده هم دنده يك نفر شاهى را شكست . چون اين خبر به وليعهد رسيد ، نير السلطان فراش‌باشى خود را به خانه مشكوة الدوله در شميران فرستاد . به تدبير او را به سلطنت آباد برد . وليعهد با عصاى دست خود به سر و مغزش كوفت . بعد از آن حكم [ كرد ] پايش را فلك كرده ، چوب زيادى زد و حبسش كرد . روز ديگر وليعهد او را رها كرد و عذرخواهى نمود . اين واقعه در عشر دوم جمادى الثانيه 1323 روى داد و يك حلقه انگشتر به او داد . طهران چندى است اردوى نظامى ، در بيرون شهر طهران ، به رياست حسن خان وزير نظام منعقد است . مركب از توپچى و سرباز و سوار ، روى هم قريب پنج ، شش هزار نفر مىشود . اغلب نه لباس دارند و نه ملزومات و مدت‌ها هم مواجب طلب دارند . در بيست و يكم جمادى الثانيه وزير نظام سرباز و توپچى قرضى ضميمه كرده « 3 » در دو ساعت به غروب براى سان ، وليعهد را با جمعى از وزرا و اركان دار الخلافه دعوت كرد و اردو را از حضور وليعهد گذرانيد . طهران آقا شيخ فضل اللّه مجتهد طهرانى . . . ، اين اوقات مدرسه‌اى كه در بازار امير طهران

--> ( 1 ) . اعتماد السلطنه محمد حسن خان ، از اين شاهزاده ابراهيم ميرزا مشكوة الدوله - كه برادر زنش بوده - چيزها گفته است ( ر . ك خاطرات اعتماد السلطنه ) . ( 2 ) . غرض از عماد الدوله همان امامقلى ميرزا پسر ششم دولتشاه است كه يك دخترش نيز در حرم ناصر الدين شاه بود گو اين‌كه آن دختر دو سال و چند ماه بيشتر در حرمسراى شاهى نمانده و درگذشت . ( 3 ) . شرح بسيار جالب توجهى ، ژنرال كاساكوفسكى فرمانده قزاقخانه در خاطرات خود ، راجع به وضع نظام ايران در همين زمان ، آورده است .